محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2633

تاريخ الطبرى ( فارسي )

يعنى : هيچكس جز به اذن خدا نخواهد مرد ، ثبتى است مدت دار . هر كه پاداش دنيا خواهد از آنش دهيم و هر كه پاداش آخرت خواهد از آنش دهيم و سپاسداران را پاداش خواهيم داد . و با شمشير جنگيد تا كشته شد . خدايش رحمت كناد . پس از آن عمرو بن عاص سوى محمد رفت . ياران محمد پس از اطلاع از قتل كنانه از دو روى پراكنده شده بودند و هيچكس با وى نمانده بود و چون چنين ديد پياده به راه افتاد تا به خرابه اى رسيد كه بر كنار راه بود و بدان پناه برد . عمرو بن عاص وارد فسطاط شد و معاوية بن حديج به طلب محمد برفت تا در راه به تنى چند از بوميان رسيد و از آنها پرسيد كه آيا ناشناسى از اين راه نگذشت ؟ يكيشان گفت : « نه به خدا ، اما وارد اين خرابه شدم و يكى آنجا نشسته بود . » ابن حديج گفت : « به پروردگار كعبه خودش است » گويد : دوان برفتند و وارد خرابه شدند و محمد را بيرون كشيدند كه از تشنگى نزديك مرگ بود و او را سوى فسطاط مصر بردند . گويد : برادر محمد ، عبد الرحمان بن ابى بكر كه جزو سپاه عمرو بن عاص بود برجست و گفت : « برادر مرا دست بسته مىكشى ! كس پيش معاوية بن حديج بفرست و او را از اين كار باز دار . » گويد : عمرو بن عاص كس پيش معاوية بن حديج فرستاد و دستور داد محمد را پيش وى آرد . معاويه گفت : « كه اينطور ؟ كنانة بن بشر را كشتيد و من محمد بن ابى بكر را رها كنم . هرگز ! و اين آيهء قرآن را خواند : * ( أَ كُفَّارُكُمْ خَيْرٌ من أُولئِكُمْ أَمْ لَكُمْ بَراءَةٌ في الزُّبُرِ 54 : 43 ) * » [ 1 ] يعنى : آيا كافران شما از آنها بهترند يا شما را در كتابهاى آسمانى برائتى

--> [ 1 ] سورهء قمر 54 آيه 43